ghost  arvah  ارواح  روح

پرسش از انسان پاسخ از ارواح سری هشتم

در موضوع کیفیت و علت حرکت میز ، شرحی که معلم فیلسوف ( آلان کارداک) در کتاب وسیط ها از قول روح نوشته و مطابق بیان ارواح آن را تشریح کرده است . ما در اینجا برای شما شرح می دهیم :

سوال از روح –آیا ماده و عنصر اصلی اشیاء سیال عمومی است ؟
جواب روح – بلی آنچه در عالم وجود است از عنصر اصلی ترکیب یافته است .
س- آیا مناسبتی میان سیال عمومی با سیال الکتریک موجود است ؟
ج- دوم مرکب از اول است !.
س- در چه حالتی سیال عمومی به حال اصلی خود ظاهر می شود ؟
ج- بساطت اصلی سیال عمومی تنها در روح پاک ظاهر می شود ولی در عالم خاکی شما ، همواره آن سیال در تغییر و تحویل است و مواد عنصری که شما را احاطه کرده است از آن تشکیل می شود ! و سیال موجود در زمین شما که بیشتر از همه نزدیک و مربوط به سیال عمومی است ، همانا سیال مغناطیسی حیوانی است .
س- روح چگونه می تواند جسم جامد را حرکت دهد ؟
ج- مقداری ازسیال عمومی را با ماده حیاتی که از جسم وسیط ( واسطه عمل مکالمه ) خارج می شود ممزوج می کند .

بقیه در ادامه مطلب و لینک های قبلی سوالات انسان از ارواح

کیفیت مکالمه با روح

بقیه سوال از روح
س – آیا می توان گفت که ارواح با دست مجسم میز را حرکت می دهند ؟
ج- نه – بلکه هر وقت روح بخواهد میز را حرکت دهد به وسیله امتزاج سیال عمومی با سیالی که از جسم وسیط خارج می شود حیات مصنوعی به جسم جامد می دهد و آن را جذب کرده و به قوه سیال خصوصی که به حکم اراده او از وسیط خارج می شود آنرا به جنبش می آورد ! و هرگاه جسمی که می خواهد حرکت دهد سنگین باشد از سایر ارواح کمک می طلبد !
س- آیا ارواحی که برای کمک می آیند پست تر از او بوده و تحت امر او هستند ؟
ج- غالبا با او نزدیک و در عرض او هستند .
س- آیا هر روحی می تواند این عمل را انجام دهد ؟
ج- این گونه اعمال فقط از ارواح سفلی ملوث سر می زند که هنوز از لوث موثرات مادی پاک نشده اند !
س –معلوم است که ارواح علوی مجرد هرگز تنزل نکرده و به این گونه کار ها مبادرت نمی کنند ولی می خواهیم بدانیم آیا اگر بخواهند می توانند این اعمال را انجام دهند ؟
ج- البته ارواح علوی مجرد ، دارای قوه معنوی و ادبی هستند همان طور که سایر ارواح دارای قوه طبیعی می باشند و هرگاه روح علوی بخواهد این امور را انجام دهد ، با ارواح سفلی امر و فرمان می دهد مه برای او انجام دهند ! چنان که شما اهرم را برای جرثقیل بکار می برید ؟
س- از بیانات شما معلوم می شود که عنصر حیاتی در سیال عمومی است و چون جسم روحانی مرکب از آن سیال است بنابراین بدون کمک از آن ، نمی تواند عملی را در ماده هیولائی و عنصری انجام دهد ؟
ج- بلی ، روح حبات مصنوعی به جسم جامد داده و آن را مطیع و منقاد اشاره خود م یکند ، بطوریکه دیگر لازم نیست روح میز را حرکت دهد یا به زور آن را بلند کند بلکه میز دارای حیات مصنوعی شده و بر حسب اشاره روح حرکت می کند .
س- بنابراین وسیط چه دخالت در این کار دارد ؟
ج- گفتم که ماده حیاتی که فقط در جسم روح دار یافت می شود (که وسیط هم از همان جسم است ) به عنوان عاریه با اختیار روح مجرد گذارده می شود ! روح مجرد هم مقداری از سیال عمومی را با آن ماده حیاتی ممزوج کرده و به میز روح می دهد ول یاین حیات موقتی است و به مجرد انجام عمل ( و گاهی قبل از انجام در صورتیکه ماده حیاتی وسیط ضعیف باشد ) حیات مصنوعی از میان می رود و دیگر میز حرکت نمی کند .
س- آیا روح بدون وساطت وسیط می تواند این گونه اعمال را انجام دهد ؟
ج – نه ، ولی فقط گاهی ممکن است سایل حیاتی شخص بدون توجه و التفات آن شخص ، از وی خارج شود و روح آن را عاریه کرده و موجب ظهور پاره عملیات بدیهی از روح گردد بدون آن که کسی واسطه عمل باشد !
س- آیا میزی که حیات مصنوعی در آن ایجاد شده خود می فهمد و حرکات خویش را حدس و تعقل می کند ؟
ج- نه – در میز قوه و استعداد بیشتر از قوه و استعداد عصا نیست که شما آن را اشارات بکار می برید زیرا حیات مصنوعی توانسته است او را فقط مطیع اشاره روح کند ! بنابراین تصور نکنید که میز متحرک : روح است ! زیرا از خود نه فکر و نه اراده دارد .
س- علت اساسی و عمده د رحوادث روحی خود روح است یل سیال ممزوج ؟
ج- روح عات است و سیال ها واسطه و آلتند و وجود هر دو ضروری است .
س- وظیفه اراده وسیط در این گونه امور چیست ؟
ج- وظیفه و احضار ارواح و مساعدت با روح در فرستادن ماده حیاتی است .
س- آیا به طور کلی عمل اراده ، شرط و دخیل در کار هست یا نه ؟
ج- اراده مساعد عمل است و باعث ازدیاد قوه ! ولی عمل اراده واقع می شوند ! ختی بدون علم و اراده حادث می گردد ! و این خود برهان محکمی است بر آنکه عات حوادث در شخص وسیط نیست .
س- چرا همه مردم این استعداد و خاصیت را ندارند ؟
ج- زیرا مزاج ها مختلف است و برای روح ، گرفتن مایع حیاتی از هر مزاجی سخت است .
چنانکه بعضی از وسیط ها جزیه اعمال اراده نمی توانند مایع حیات از خود خارج کنند .
و بعضی دیگر بدون اعمال اراده ماده حیاتی از آن ها خارج و پراکنده می شود ! و روح آن را گرفته و بدون تذکر و توجه صاحب ماده آن را بکار می برد !
این است که همه وسیط ها در قوه و اتعداد مساوی نیستند .
س- آیا روحی که در ماده تاثیر می کند داخل ماده است یا خارج از ماده ؟
ج- در هر دو حالت روح در ماده تاثیر می کند زیرا روح در جکاد نفوذ دارد و هیچ عائقی آن را از دخول در محکم ترین جا ها و غلیظ ترین مواد ، باز نمی دارد و نمی تواند مانع شود !
س- روح چگونه به میز ضربه می زند و آنرا می کوبد ؟
ج- کوبنده و ضربه وارد کننده میز همان سایل ممزوجی است که آن را حرکت میدهد ، بدین طور که وقتی آن را حرکت می دهد روشنائی آن حرکت را بوسیله چشم یه شما می فهماند وقتی هم که آن را م یکوبد ، هوا آن دا را به وسیله گوش به شما می فهماند و هیچ فرقی ندارد .
س- حرکت و صدای جماد را توسط روح می توان به شرح مذکور ادراک کرد و فهمید ولی چگونه روح می تواند صدای خود و الفاظ مرکب را به ما بفهماند ؟
ج – در صورتیکه نفوذ در جماد برای روح سخت نیست ! نفوذ در هوا هم برای او اشکالی ندارد و الفاظ مرکب هم تقلید می کند همان طور که سایر اصوات را تقلید می کند .



طریقه مکالمه با روح




س- می گویند روح در حرکت و ضربه زدن به میز دست بکار نمی برد در حالیکه دیده می شود وقتی روح بوسیله ارک پیانو شروع به نواختن الحان و آواز می کند ، مثل آن است که انگشت هائی روی پرده های ساز فشار می آورد که صدا از آن بلند می شود ؟
ج- برای شما ادراک طبیعت ارواح و چگونگی کار های آن ها مشکل است ، مگر به ذکر مثال هائی که نزدیک به فهم و ذهن شما باشد و هرگز نباید شما طریق کار های خودتان بکنید .
آیا من به شما نگفتم که کار روح متناسب با طبیعت روح است ؟ و ماده حیاتی جسم زنده را در ماده نفوذ می دهد و این حیات مصنوعی و موقتی می بخشد ؟
بنابراین وقتی روح انگشت ها را روی پرده های ساز می گذارد به راستی انگشت می گذارد و آن را فشار و حرکت می دهد ! ولی نه بوسیله قوه عضلی که بوسیله لمس فشار و حرکت حادث می شود ، بلکه بوسیله قوه حیاتی که میز را حرکت می دهد آن پرده ها را نیز حرکت داده و صدا احداث می شود .
گاهی هم بعضی اتفاقات رخ می دهد که فهم آن بر شما بسیار دشوار است و آن این است که بعضی ارواح سفلی ملوت که هنوز گرفتار آلایش دنیا و غرور زندگانی مادی هستند ! در این گونه مواقع گمان می کنند این اعمال را خود آن ها مرتکب می شوند ! مثل آن که در جسم مادی هستند و علت ظهور آن اعمال را نمیدانند ! مثل آنکه آدم عادی حرف میزند ولی اصول و قواعد الفلظ مرکب را نمیداند و نمیفهمد ! و حتی وقتی از این روح سوال می شود که آیا خود شما با دست خودتان ساز می زنید .
جواب می دهد : بلی – ( با انگشت های خودم با این فشار می دهم ) چون علت اصلی آن را نمی داند و طبعا از او سر می زند بدون آن که بفهمد ! مثل آن که عامی حرف میزند بدون آن که اصول الفاظ و کلمات را بداند و بفهمد !
س- در بعضی حوادث و اتفاقات روحی مطالبی بروز که به کلی منافی با نوامیس طبیعی است آیا عات این  منافات ، اشتباه ارواح در عملیات نیست ؟
ج- علت ۀن جهل انسان به تمام نوامیس طبیعی است زیرا انسان وقتی عالم به تمام ناموس ها طبیعی می شود که روح علوی مجرد باشد !
ملاحظه کنید همه روزه اکتشافاتی جدید می شود که اشهاص مغرور و آن ها که خیال می کنند همه چیز را می دانند آن ها را تکذیب می کنند در صورتیکه آن ها را آگاه می نماید .
پس این اکتشافات سبب می شود که مردم اعتراف به جهل خود کرده و بدانند که علم  آن ها جهل است که روزی برای آن ها رسوائی و وبال باشد .
آیا ملاحظه نمی کنید اختراعات جدید که بوسیله آن ها انسان توانسته است با قوه جذب ، مقاومت کند !؟ مثلا گلوله را از دهان توپ در هوا پرت کنند و طیاره را در آسمان به پرواز و صعود آورند !
آیا بشر خود خواه و متکبر ، یک روز فکر چنین عملیاتی را می کرد ؟ آیا اگر کسی م یگفت او را تکذیب نمی کردند ؟
این است نمونه عبرت و آگاهی که باید بشر دست از خود نمائی و غرور و خود ستائی بر دارد و به عجز و جهل خود اعتراف کند و همه چیز را از خداوند آفریننده جهان بداند و بس .
از قسمت سوال و جواب مذکور معلوم می شود که حرف های قرون وسطی و دوره های تاریک را می گفتند ارواح می توانند کار های فوق طاقت بشر بکنند راست است و طبیعی و البته ننگ و عاری برای علم نیست ، اگر امروز چیزی را کشف کند که دیروز مورد انکار بشر بوده است ! و علت آن که دیروز بشر عقاید قرون وسطی را انکار می کرد همانا تکبر و خود ستائی او بود .
ولی امروز باید خواهی نخواهی را آن صفت بد کناره کرده و به علم و آثار آن اعتراف کند ، زیرا بداهت این امر طوری است که به جای شک و تردید برای احدی نمی گذارد .
اینک ما از نو کارهای شگفت آور روح را برای شما نقل می کنیم تا مزید اعتقاد و اطمینان گردد .
دانشمند بزرگ (والاس) انگلیسی در صفحه 72 از کتاب ( مذهب روحانی ) کار های روح را به شرح ذیل نقل می کند :
غریب ترین چیزی که من از خانم (نیشول)وسیط معروف مشاهده کردم آوردن گل و میوه بود در اطاقیکه کاملا بسته بود !
و  اولین دفعه که این اتفاق بدست او افتاد در منزل من بود با حضور جمعی از دوستان !
بعد از آن که چای خوردیم فصل زمستان بود ، ما داخل حجره کوچکی شدیم که درب های آن محکم بسته بود وما دور نشستیم طولی نکشید که دسته های گل زیادی روی میز حاضر شد !
از جمله گل شقایق و بابونه و اقسام گلهائی که مخصوص بهار بود و تمام برگ های آن تر و تازه و دارای رطوبت شبنم بودند ! من هم تمام آن ها را خشک کرده و نگاه داشتم و صورت مجلس و مشهودات را به امضای تمام حاضرین رساندیم .
از این حوادث صدها در حضور من توسط خانم مذکور تکرار شد ! چنان که یک دفعه برای ما گل حاضر کرد ! مرتبه دیگر میوه هائیکه حضار از او طلبیدند حاضر کرد .
در یکی از جلسات  یکی از حضار از او گل آفتاب گردان در خواست کرد ، طولی نکشید که گل بزرگ آفتاب گردانی روی میز حاضر شد که بلندی آن شش پا بود و ریشه آن به گل آمیخته بود !

لینک پرسش از انسان پاسخ از ارواح سری ششم

لینک سری پنجم پرسش از انسان پاسخ از ارواح

لینک سری چهار پرسش از انسان پاسخ از ارواح

پرسش از انسان پاسخ از ارواح سری سوم

لینک پرسش از انسان پاسخ از ارواح   سری دوم

لینک    پرسش از انسان پاسخ از ارواح   سری اول